خرید بک لینک
امروز 14 بهمن هست

پنجشنبه 12 بهمن بود و من خبری بهم رسید که در کمال ناباوری و گنگی تا الان دارم سر میکنم

خبری که به هیچکس جز همسرم ندادم...

نمیدونم خوشحال باشم یا نه ولی خدا را شکر کردم

ولی میدونم شاهد تغییرات اساسی توی زندگیم هستم.

دخترم را چجوری بهش بگم؟؟؟

فعلا تا سه چهار ماه دست نگه میدارم و این راز را تو دلم نگه میدارم ببینم امید به خدا چی میشه!!!!!

برچسب: نویسنده: رادین سامانی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 9:00

چه سوت وکور وقتی میام اینجا

دیگه آخرای ساله ...هعییی چه سالی بود خیلی پرتنش بود

همه از موضوع بچه دوم باخبر شدن...هیچ وقت نشد یه حرف یا یه چیزی را پیش خودم نگهم دارم...اینم یکی از نقطه ضعف هامه...

ولی صبرکن....کسی از این وبلاگم خبرنداره خوشبختانه

دوست ندارم سال نو تو شهر و خونم باشم ایکاش میشد رفت جایی...

خدایا شکرت بابت همه چیزهای خوبی که بهم دادی

برچسب: نویسنده: رادین سامانی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 9:00

سلام دوباره جاموندم باز سال نو شد من اینجا یادم رفت ولی خوبه ایکاش یسری چیزا همینجوری یادم میرفت فک میکنم سال خوبی داشته باشم دارم با خودم کنار میام من تغییر دوست دارم گاهی اوقات لازمه مگیند سخته ول

برچسب: نویسنده: رادین سامانی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 9:00

واقعا چقدر روزها برا من زود میگذره اصلا متوجه نشدم این ماه ها چطور گذشت الان وارد دی ماه شدیم و پسرم الان دقیق 3 ماه و 9 روزشه و دخترم 4 سال و 9 ماه چشم برهم زدم و دیدم زندگی چه کوتاهه گفته بودم میخوا

برچسب: نویسنده: رادین سامانی تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 9:00

صفحه بندی